آنچه در این مقاله می خوانید
شاخص دلار در فارکس چیست و چه کاربردی دارد؟ نحوه محاسبه Dollar Index در فارکس چگونه است؟ نظریه لبخند دلار چیست؟
فارکس به عنوان بازار تبادل ارزهای خارجی در بین فعالان بازارهای مالی شناخته میشود اما علاوه بر جفت ارزها، شاخصهای معاملاتی مختلفی نیز در این بازار وجود دارند که معاملهگران میتوانند آنها را معامله کنند. یکی از شاخص های معاملاتی که معاملهگران در بازار فارکس آن را معامله میکنند، شاخص دلار (USDX) یا DXY است که در این مقاله قصد داریم آن را به طور کامل به شما آموزش دهیم تا بیشتر با آن آشنا شوید.
شاخص های معاملاتی فارکس چه هستند؟
هنگامی که صحبت از معامله در بازار فارکس و شاخصهای معاملاتی آن میشود، ذهن اکثر مردم به سمت ارزهای کشورها و معاملات مربوط به آنها میرود. با این حال، لازم است این نکته را در نظر داشته باشیم که بازار فارکس تنها بستری برای معامله جفت ارزها نیست و امکان معامله داراییهای دیگر نیز در آن وجود دارد.
در این بازار، معاملهگران قادر هستند تا شاخصهای گوناگونی مانند نماد داوجونز (Dow Jones)، نزدک (Nasdaq)، Dax30 و شاخص S&P 500 در فارکس را نیز معامله کنند. این شاخصها جزء سهام آمریکا بوده و از ارزش بالایی برخوردار هستند. حال، ممکن است این سوال مطرح شود که اگر سهام آمریکا قابل معامله است، چرا دلار آمریکا معامله نمیشود؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که دلار آمریکا نیز یکی از شاخصهای مهم این بازار محسوب میشود که معاملهگران میتوانند آن را معامله نمایند. در ادامه، شاخص دلار در بازار فارکس را به تفصیل شرح میدهیم.
شاخص دلار در فارکس چیست؟
دلار از ارزهای بسیار مهمی محسوب میشود که از گذشته تا به امروز، ارزش خود را حفظ کرده و از اهمیت بالایی در بازارهای بین المللی برخوردار است. دلار اهمیت زیادی در سیستمهای مالی جهان دارد زیرا ارز بزرگترین قدرت اقتصادی محسوب میشود که در تمام دنیا از نقدشوندگی بسیار زیادی برخوردار است. شاخص دلار آمریکا در فارکس با نماد USDX شناخته میشود و از 6 ارز خارجی تشکیل شده که شامل یورو (EUR)، پوند (GBP)، ین ژاپن (JPY)، دلار کانادا (CAD)، فرانک سوئیس (CHF) و کرون سوئد (SEK) است.
در سال 1973، نماد USDX یا DXY برای شاخص دلار تعیین شد. در آن زمان، این شاخص به اندازه 100 واحد ارزش داشت و در ایالات متحده، از طریق قراردادهای آتی یا فیوچرز مبادله میشد. با استفاده از شاخص USDX، ما میتوانیم ارزش دلار را با 6 ارز فوق مقایسه کنیم و این کار با استفاده از میانگین وزنی هندسی امکانپذیر است. به همین دلیل، این شاخص به سادگی قدرت و ضعف ارز دلار در مقابل مجموعهای از ارزهای خارجی را نشان میدهد.
از سال 1973 که این شاخص معرفی شد، تا سال 1998، مارک آلمان دارای بیشترین وزن در شاخص DXY بود و به عنوان شریک در نظر گرفته میشد. در آن زمان، 10 ارز در Dollar Index وجود داشتند و مارک آلمان با 21 درصد سهم به عنوان یکی از بزرگترین شرکای دلار شناخته میشد. اما این روزها ارز یورو با 57.6 درصد، بیشترین وزن در شاخص دلار آمریکا را داراست. به این ترتیب، از زمان معرفی یورو به عنوان ارز واحد کشورهای عضو اتحادیه اروپا، تعداد ارزها از 10 به 6 کاهش یافته است.

تاریخچه شاخص دلار در فارکس (DXY)
یکی از دلایلی که دلار آمریکا توانسته به رایجترین ارز دنیا برای انجام معاملات تبدیل شود، انعقاد پیمان یا توافقنامه برتون وودز (Bretton Woods Agreement) در سال 1973 است. بر اساس این پیمان، دولت آمریکا و 100 کشور دنیا با هم توافق کردند که قیمت ارز این کشورها در مقایسه با دلار آمریکا ثابت بماند تا از این ارز بتوانند برای مبادلات خود استفاده نمایند. در آن سال، فدرال رزرو یا همان بانک مرکزی آمریکا تضمین کرد که قیمت هر اونس طلا برابر با 35 دلار آمریکا باشد.
پس از مدتی، تمامی کشورها متوجه شدند که ارزش واقعی دلار کمتر از قیمتگذاری انجامشده است، بنابراین به تدریج از این پیمان خارج شدند. در حال حاضر (زمان نگارش مقاله)، قیمت هر اونس طلا بین 1700 تا 2000 دلار آمریکا در نوسان بوده که نسبت به ارزش دلار ذکر شده در این توافق، تفاوت بسیار زیادی کرده است. با این حال، انعقاد این پیمان موجب شد تا مفهوم شاخص دلار آمریکا شکل بگیرد.
از آنجا که آمریکا یکی از قویترین اقتصادهای دنیا محسوب میشود و شرکای اقتصادی متعددی نیز دارد، شاخص دلار در فارکس به سرمایهگذاران نشان میدهد که شرایط کلی اقتصاد جهان، یعنی اقتصاد آمریکا در مقایسه با شرکای بزرگ تجاری آن، در چه وضعیتی قرار گرفته است.
تعداد کشورهای عضو شاخص دلار در فارکس
از آنجا که 6 ارز در شاخص دلار وجود دارند، ممکن است به اشتباه چنین تصور شود که تنها 6 کشور عضو آن هستند. اما همان طور که میدانید، 17 کشور عضو اتحادیه اروپا هستند که ارز واحد آنها یورو است. این 17 کشور همراه با 5 کشور دیگر انگلیس، ژاپن، سوئیس، سوئد و کانادا در مجموع 22 کشور را تشکیل میدهند که ارز آنها در شاخص USDX سهیم هستند.
به ارزهای تشکیل دهنده شاخص USDX سبد ارزها گفته میشود؛ از آنجا که هر یک از این کشورها، دارای وضعیت اقتصادی متفاوتی هستند، هر کدام از این ارزها از یک وزن یا سهم خاص در این شاخص برخوردارند که به آن میانگین وزن هندسی گفته میشود.
همان طور که پیش از این گفته شد، در میان سبد ارزهای این شاخص، یورو با 57.6 درصد سهم دارای بالاترین وزن هندسی است. پس از آن، ین ژاپن با 13.6 درصد سهم، دارای بیشترین وزن است چون همانطور که میدانید، ژاپن از نظر اقتصادی، در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. ارز سایر کشورهای سهیم در شاخص دلار در مجموع کمتر از 30 درصد وزن را به خود اختصاص دادهاند.

کاربرد شاخص دلار در فارکس (USDX)
شاخص دلار در بازار فارکس به عنوان یکی از بهترین ابزارهای تحلیل در نظر گرفته میشود و با استفاده از آن، معاملهگران قادر هستند تا ارز دلار را با 6 ارز قدرتمند دیگر که شامل یورو (EUR)، ین ژاپن (JPY)، پوند انگلیس (GBP)، دلار کانادا (CAD)، فرانک سوئیس (CHF) و کرون (SEK) هستند، مقایسه نمایند.
در صورتی که نمودار DXY به صورت صعودی باشد، بدین معناست که دلار از ارزش و قدرت بالاتری برخوردار است. در مقابل، اگر این نمودار به صورت نزولی باشد، بدان معناست که در مقایسه با 6 ارز دیگر، دلار از ارزش و قدرت پایینتری برخوردار است.
اگر بخواهیم وارد معاملهای شویم که شامل جفت ارزهایی متشکل از ارزهای موجود در شاخص DX باشد، این شاخص میتواند به ما کمک کند. حتی اگر در این معامله، هیچ یک از این ارزها وجود نداشته باشند، شاخص USDX میتواند چشم انداز درستی از دلار آمریکا را به ما نشان دهد. به عبارت دیگر، زمانی که دلار آمریکا قابل ارزیابی نباشد، شاخص آن میتواند به ما کمک کند. بسیاری از سایتهایی که در حوزه بازارهای مالی فعالیت میکنند، تغییرات شاخص دلار را به مخاطبان خود نشان میدهند.
به این ترتیب، آنها میتوانند چشم انداز درستی از دلار آمریکا به دست آورند و آن را با سایر ارزها مقایسه کنند و با افزایش یا کاهش آن، ارزش دلار در مقایسه با ارزهای دیگر را ارزیابی نمایند.
علاوه بر این، به دلیل آنکه ارز یورو با 57.6 درصد وزن، دارای بیشترین سهم در شاخص US Dollar است، این شاخص میتواند به عنوان یک شاخص معکوس برای یورو نیز در نظر گرفته شود. به این ترتیب، هنگامی که ارزش دلار رو به افزایش باشد، یورو روندی نزولی در پیش میگیرد و بر عکس، هنگامی که ارزش یورو رو به افزایش باشد، دلار روندی نزولی در پیش میگیرد.
اگر در جفت ارزی، دلار آمریکا به عنوان ارز پایه وجود داشته باشد، ارزش دلار با شاخص USDX همبستگی مثبت خواهد داشت. به این ترتیب، با افزایش شاخص دلار، معاملهگران می توانند چنین نتیجه بگیرند که ارزش جفت ارز آنها نیز افزایش خواهد یافت و در مقابل، اگر DX کاهش یابد، ارزش جفت ارز آنها نیز کاهش خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر معاملهگران جفت ارزی را معامله کنند که دلار در آن، به عنوان ارز متقابل در نظر گرفته شود، شاخص دلار در فارکس با این جفت ارز رابطه معکوس خواهد داشت و آنها بر خلاف جهت یکدیگر حرکت خواهند کرد. به این ترتیب، معاملهگران قادر هستند بر اساس حرکت آنها نسبت به یکدیگر، درباره معامله خود تصمیم بگیرند.

فرمول محاسبه شاخص دلار در فارکس (DX)
شاخص دلار که شامل 6 ارز است، با استفاده از فرمول زیر محاسبه میشود:
USDX = 50.14348112 × EUR/USD -0.576 × USD/JPY 0.136 × GBP/USD -0.119 × USD/CAD 0.091 × USD/SEK 0.042 × USD/CHF 0.036
بر اساس این فرمول، قیمت هر جفت ارز در فارکس در درصد وزنی هر یک از ارزها ضرب میشوند. لازم به ذکر است که هر یک از جفت ارزها، به غیر از جفتهای دلار آمریکا/ ین ژاپن (USD/JPY) و دلار آمریکا/ فرانک سوئیس (USD/CHF)، به صورت منفی ضرب میشوند. این مسئله بدین دلیل است که در این دو جفت ارز، دلار آمریکا به عنوان ارز پایه در نظر گرفته میشود.
با افزایش ارزش دلار نسبت به سبدی از ارزهای ذکر شده، شاخص دلار آمریکا افزایش مییابد. همان طور که از ساختار این شاخص میتوان دریافت، یورو و سایر ارزهای اروپایی در اینجا از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. برخی از تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی عقیده دارند که سبد محاسبه شاخص DXY به بازنگری نیاز دارد و سایر ارزهای جهانی باید به آن اضافه شوند چون ایالات متحده در حال حاضر به طور گستردهای با کشورهایی نظیر چین، کره جنوبی، مکزیک، برزیل و استرالیا تجارت میکند.
ارتباط شاخص دلار با بازارهای مالی دیگر
شاخص دلار آمریکا (DXY) یکی از مهمترین شاخصهای مالی است که ارزش دلار را در برابر سبدی از ارزهای اصلی جهان اندازهگیری میکند. این شاخص تأثیر گستردهای بر بازارهای مالی مختلف دارد، از جمله بازار فارکس، بازار سهام، ارزهای دیجیتال و کالاها.
1. ارتباط شاخص دلار با بازار فارکس
در بازار فارکس، شاخص دلار به عنوان یک معیار برای سنجش قدرت دلار آمریکا در برابر سایر ارزهای اصلی استفاده میشود. افزایش شاخص دلار نشاندهنده تقویت دلار در برابر سایر ارزها است، که میتواند باعث کاهش ارزش جفتارزهایی مانند EUR/USD و GBP/USD شود. برعکس، کاهش شاخص دلار معمولاً منجر به افزایش ارزش این جفتارزها میشود.
- تأثیر سیاستهای پولی: تصمیمات فدرال رزرو، مانند افزایش نرخ بهره، میتواند باعث تقویت دلار شود، زیرا سرمایهگذاران به دنبال بازدهی بالاتر هستند.
- رابطه با تورم: اگر تورم در آمریکا بالا باشد، فدرال رزرو ممکن است نرخ بهره را افزایش دهد، که باعث رشد شاخص دلار میشود.
- نوسانات بازار: معاملهگران فارکس از شاخص دلار برای تحلیل روندهای بازار و تصمیمگیریهای معاملاتی استفاده میکنند.
2. تأثیر شاخص دلار بر بازار سهام
شاخص دلار میتواند تأثیر مستقیم بر بازار سهام داشته باشد. دلار قویتر ممکن است باعث کاهش ارزش سهام شرکتهای چندملیتی شود، زیرا صادرات آنها گرانتر خواهد شد. از سوی دیگر، دلار ضعیفتر میتواند به نفع شرکتهایی باشد که درآمدهای بینالمللی دارند، زیرا محصولات آنها برای مشتریان خارجی ارزانتر میشود.
- شرکتهای صادراتی: شرکتهایی که بخش عمدهای از درآمدشان از صادرات است، در صورت افزایش شاخص دلار ممکن است با کاهش تقاضا مواجه شوند.
- بازارهای نوظهور: دلار قویتر میتواند باعث خروج سرمایه از بازارهای نوظهور شود، زیرا سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امنتر مانند اوراق قرضه آمریکا هستند.
- رابطه با نرخ بهره: افزایش شاخص دلار معمولاً با افزایش نرخ بهره همراه است، که میتواند باعث کاهش جذابیت سهام شود.
3. ارتباط شاخص دلار با ارزهای دیجیتال
ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین اغلب رابطه معکوسی با شاخص دلار دارند. زمانی که دلار قویتر میشود، سرمایهگذاران ممکن است داراییهای دیجیتال را کمتر جذاب ببینند، در حالی که کاهش شاخص دلار میتواند باعث افزایش تقاضا برای ارزهای دیجیتال شود.
- همبستگی منفی: بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتال معمولاً زمانی رشد میکنند که شاخص دلار کاهش یابد، زیرا سرمایهگذاران به دنبال داراییهای جایگزین هستند.
- نقش تورم: در دورههای تورمی، ارزهای دیجیتال به عنوان یک پوشش تورمی در برابر کاهش ارزش پول فیات دیده میشوند.
- سیاستهای پولی: تصمیمات فدرال رزرو در مورد نرخ بهره میتواند تأثیر مستقیمی بر جریان سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال داشته باشد.
4. تأثیر شاخص دلار بر بازار کالاها
کالاهایی مانند طلا و نفت به دلار آمریکا قیمتگذاری میشوند. افزایش شاخص دلار معمولاً باعث کاهش قیمت کالاها میشود، زیرا خرید آنها برای کشورهای غیرآمریکایی گرانتر میشود. برعکس، کاهش شاخص دلار میتواند قیمت کالاهایی مانند طلا و نفت را افزایش دهد.
- فلزات صنعتی: کالاهایی مانند مس و آلومینیوم نیز تحت تأثیر شاخص دلار قرار دارند، زیرا تقاضای جهانی برای این کالاها به ارزش دلار وابسته است.
- طلا: طلا معمولاً رابطه معکوسی با شاخص دلار دارد. زمانی که دلار قویتر میشود، قیمت طلا کاهش مییابد، زیرا هزینه خرید آن برای سایر کشورها افزایش مییابد.
- نفت: قیمت نفت نیز تحت تأثیر شاخص دلار قرار دارد. دلار قویتر میتواند باعث کاهش قیمت نفت شود، زیرا کشورهای واردکننده نفت باید هزینه بیشتری بپردازند.

مقایسه شاخص دلار با سایر شاخصهای ارزی
شاخص دلار آمریکا (DXY) شامل یورو (EUR)، ین ژاپن (JPY)، پوند بریتانیا (GBP)، دلار کانادا (CAD)، کرون سوئد (SEK) و فرانک سوئیس (CHF) است.
مقایسه شاخص دلار با شاخصهای ارزی دیگر
- شاخص دلار (DXY): این شاخص نشاندهنده قدرت دلار آمریکا در برابر سبدی از ارزهای مهم جهانی است. تغییرات آن تحت تأثیر سیاستهای پولی فدرال رزرو، نرخ بهره، تورم و شرایط اقتصادی جهانی قرار دارد.
- شاخص یورو (EXY): این شاخص ارزش یورو را در برابر سایر ارزهای مهم اندازهگیری میکند. بانک مرکزی اروپا (ECB) نقش کلیدی در تعیین نرخ بهره و سیاستهای پولی دارد که بر این شاخص تأثیر میگذارد.
- شاخص ین ژاپن (JXY): این شاخص ارزش ین ژاپن را نسبت به سایر ارزهای جهانی نشان میدهد. سیاستهای بانک مرکزی ژاپن (BoJ) و نرخ بهره منفی این کشور تأثیر زیادی بر این شاخص دارند.
- شاخص پوند بریتانیا (BXY): این شاخص ارزش پوند را در برابر سایر ارزهای جهانی نشان میدهد. تصمیمات بانک مرکزی انگلستان (BoE) و تحولات اقتصادی بریتانیا بر این شاخص تأثیرگذار هستند.
- شاخص فرانک سوئیس (SXY): این شاخص ارزش فرانک سوئیس را نسبت به سایر ارزها نشان میدهد. فرانک سوئیس به دلیل موقعیت امن اقتصادی، در زمانهای بحران مالی تقاضای بالایی دارد.
تفاوتهای کلیدی شاخص دلار با سایر شاخصهای ارزی
- ترکیب ارزها: شاخص دلار شامل ۶ ارز اصلی است، در حالی که سایر شاخصهای ارزی معمولاً یک ارز را در برابر مجموعهای از ارزهای جهانی اندازهگیری میکنند.
- تأثیر سیاستهای پولی: شاخص دلار به شدت تحت تأثیر سیاستهای فدرال رزرو قرار دارد، در حالی که سایر شاخصهای ارزی تحت تأثیر بانکهای مرکزی مربوطه هستند.
- نوسانات بازار: شاخص دلار معمولاً در زمانهای بحران اقتصادی افزایش مییابد، زیرا دلار به عنوان یک ارز امن شناخته میشود.
این مقایسه به شما کمک میکند تا درک بهتری از عملکرد شاخص دلار در برابر سایر شاخصهای ارزی داشته باشید. اگر به تحلیلهای دقیقتر نیاز دارید، میتوانیم بررسیهای بیشتری انجام دهیم!
نقش شاخص دلار در سیاستهای پولی فدرال رزرو
شاخص دلار آمریکا (DXY) نقش کلیدی در تصمیمگیریهای سیاست پولی فدرال رزرو دارد، زیرا تغییرات آن میتواند بر نرخ بهره، تورم، و رشد اقتصادی ایالات متحده تأثیر بگذارد.
1. تأثیر شاخص دلار بر سیاستهای پولی
فدرال رزرو هنگام تعیین سیاستهای پولی، به تغییرات شاخص دلار توجه ویژهای دارد. افزایش یا کاهش ارزش دلار میتواند بر تورم، صادرات، واردات، و رشد اقتصادی تأثیر بگذارد، که در نهایت تصمیمات بانک مرکزی را شکل میدهد.
- افزایش شاخص دلار:
- باعث کاهش تورم میشود، زیرا کالاهای وارداتی ارزانتر میشوند.
- میتواند رشد اقتصادی را کند کند، زیرا صادرات آمریکا گرانتر شده و رقابتپذیری کاهش مییابد.
- ممکن است فدرال رزرو را به کاهش نرخ بهره ترغیب کند تا رشد اقتصادی را تحریک کند.
- کاهش شاخص دلار:
- تورم را افزایش میدهد، زیرا کالاهای وارداتی گرانتر میشوند.
- صادرات را تقویت میکند، زیرا کالاهای آمریکایی در بازارهای جهانی رقابتیتر میشوند.
- ممکن است فدرال رزرو را به افزایش نرخ بهره ترغیب کند تا تورم را کنترل کند.
2. ارتباط شاخص دلار با نرخ بهره
یکی از مهمترین ابزارهای فدرال رزرو برای مدیریت اقتصاد، تغییر نرخ بهره است.
- زمانی که شاخص دلار افزایش مییابد، فدرال رزرو ممکن است نرخ بهره را کاهش دهد تا از کاهش رشد اقتصادی جلوگیری کند.
- زمانی که شاخص دلار کاهش مییابد، فدرال رزرو ممکن است نرخ بهره را افزایش دهد تا تورم را مهار کند.
3. نقش شاخص دلار در سیاستهای مالی و اقتصادی
فدرال رزرو علاوه بر نرخ بهره، از شاخص دلار برای ارزیابی وضعیت اقتصادی و مالی استفاده میکند.
- در شرایط بحران اقتصادی: اگر شاخص دلار بیش از حد افزایش یابد، فدرال رزرو ممکن است سیاستهای انبساطی را اجرا کند تا رشد اقتصادی را حفظ کند.
- در شرایط تورم بالا: اگر شاخص دلار کاهش یابد و تورم افزایش یابد، فدرال رزرو ممکن است سیاستهای انقباضی را اجرا کند تا تورم را کنترل کند.
4. تأثیر شاخص دلار بر بازارهای مالی
شاخص دلار تأثیر گستردهای بر بازارهای سهام، فارکس، و کالاها دارد.
- افزایش شاخص دلار: باعث کاهش قیمت طلا و نفت میشود، زیرا دلار قویتر ارزش این کالاها را کاهش میدهد.
- کاهش شاخص دلار: باعث افزایش قیمت داراییهای امن مانند طلا میشود، زیرا سرمایهگذاران به دنبال محافظت از ارزش داراییهای خود هستند.

تحلیل تکنیکال شاخص دلار
تحلیل تکنیکال شاخص دلار (DXY) شامل بررسی روندهای قیمتی، سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای نموداری و شاخصهای تکنیکال برای پیشبینی حرکتهای آینده است. در اینجا یک مرور کلی از تحلیل تکنیکال این شاخص ارائه میشود:
1. روند کلی شاخص دلار
شاخص دلار آمریکا نشاندهنده ارزش دلار در برابر سبدی از ارزهای جهانی است. این شاخص معمولاً تحت تأثیر سیاستهای پولی فدرال رزرو، نرخ بهره، تورم و دادههای اقتصادی قرار میگیرد.
2. سطوح حمایت و مقاومت
- سطوح حمایت: نقاطی که قیمت در آنها تمایل به برگشت دارد. برای مثال، سطح 98.95 یکی از حمایتهای اخیر بوده است.
- سطوح مقاومت: نقاطی که قیمت در آنها با فشار فروش مواجه میشود. سطح 99.12 به عنوان مقاومت مهمی در نظر گرفته شده است.
3. میانگینهای متحرک
میانگین متحرک 200 دورهای یکی از شاخصهای مهم برای تعیین روند بلندمدت است. اگر قیمت بالاتر از این میانگین باشد، نشاندهنده روند صعودی است و بالعکس.
4. الگوهای نموداری
برخی از الگوهای رایج در تحلیل تکنیکال شاخص دلار شامل:
- الگوی سر و شانه: نشاندهنده تغییر روند است.
- الگوی مثلث: میتواند نشاندهنده ادامه روند یا تغییر آن باشد.
- الگوی دو قله و دو دره: نشاندهنده برگشت روند است.
5. شاخصهای تکنیکال
- RSI (شاخص قدرت نسبی): اگر RSI بالای 70 باشد، شاخص دلار ممکن است وارد منطقه اشباع خرید شود.
- MACD: بررسی تقاطع خطوط MACD میتواند سیگنال خرید یا فروش ارائه دهد.
- باندهای بولینگر: نشاندهنده نوسانات قیمت و نقاط احتمالی برگشت هستند.
6. تحلیل فاندامنتال مکمل
علاوه بر تحلیل تکنیکال، دادههای اقتصادی مانند نرخ بهره، تورم و سیاستهای پولی فدرال رزرو تأثیر زیادی بر شاخص دلار دارند. برای مثال، افزایش نرخ بهره معمولاً باعث تقویت دلار میشود.

شاخص دلار و تأثیر آن بر جفت ارزهای فارکس
شاخص دلار آمریکا (DXY) معیاری برای سنجش ارزش دلار در برابر سبدی از ارزهای بینالمللی است. این شاخص شامل شش ارز اصلی است:
- یورو (EUR) – 57.6%
- ین ژاپن (JPY) – 13.6%
- پوند بریتانیا (GBP) – 11.9%
- دلار کانادا (CAD) – 9.1%
- کرون سوئد (SEK) – 4.2%
- فرانک سوئیس (CHF) – 3.6%
نحوه تأثیر شاخص دلار بر جفت ارزهای فارکس
- اندازهگیری قدرت دلار: افزایش شاخص دلار نشاندهنده تقویت دلار آمریکا در برابر سایر ارزها است، در حالی که کاهش آن ضعف دلار را نشان میدهد.
- تأثیر بر جفتارزهای اصلی: جفتارزهایی که شامل دلار آمریکا هستند (مانند EUR/USD، GBP/USD، USD/JPY) به شدت تحت تأثیر تغییرات شاخص دلار قرار میگیرند. افزایش DXY معمولاً باعث کاهش ارزش ارزهای مقابل دلار میشود.
- شاخصی برای تصمیم گیری در معاملات: معاملهگران فارکس از شاخص دلار برای تحلیل روندهای بازار و تصمیمگیری در مورد خرید یا فروش جفتارزهای مرتبط با دلار استفاده میکنند.
- تأثیر بر بازارهای دیگر: تغییرات شاخص دلار میتواند بر بازارهای کالا (مانند طلا و نفت)، بازار سهام و حتی سیاستهای پولی بانکهای مرکزی تأثیر بگذارد.
روشهای معامله شاخص دلار در فارکس
- معامله مستقیم DXY: برخی بروکرها امکان معامله شاخص دلار را به صورت CFD یا قراردادهای آتی فراهم میکنند.
- معامله جفتارزهای وابسته به دلار: معاملهگران میتوانند با تحلیل شاخص دلار، تصمیمات بهتری برای خرید یا فروش جفتارزهای مرتبط با USD بگیرند.
- استراتژیهای معاملاتی: اسکالپینگ، معاملات روزانه و معاملات سوئینگ از جمله روشهای محبوب برای معامله بر اساس شاخص دلار هستند.
نظریه لبخند دلار چیست؟
شاید تا به حال برای شما این سوال مطرح شده باشد که چرا دلار آمریکا چه در زمانی که بازار شرایط خوبی داشته باشد و چه در زمانی که شرایط خوبی نداشته باشد، تقویت شده و از قدرت بالایی برخوردار است. پاسخ این سوال در نظریه لبخند مورگان استنلی (Morgan Stanley) نهفته است. مورگان استنلی یک شرکت خدمات مالی است که از طریق شرکتهای تابعه خود، محصولات و خدمات خود را به گروهی از مشتریان شامل شرکتها، دولتها، مؤسسات مالی و افراد حقیقی ارائه میدهد.
یکی از اقتصاددانان و استراتژیستهای شرکت مورگان استنلی با نام استیفن جن (Stephen Jen) نظریهای را با عنوان لبخند دلار (Dollar Smile Theory) مطرح کرد. این مفهومیست که توضیح میدهد چرا دلار آمریکا نه تنها در زمانی که اقتصاد در شرایط خوبی به سر میبرد، بلکه زمانی که مشکلاتی مانند رکود را تجربه میکند، ارزش خود را تا حد زیادی حفظ مینماید.
برای فهمیدن اینکه چرا این رابطه وجود دارد، باید درک درستی از نقش منحصر به فرد دلار آمریکا در بازارهای مالی جهانی داشته باشیم. دلار آمریکا ارز ذخیره جهانی محسوب میشود. بر اساس گزارش بانک تسویه بین المللی (Bank for International Settlements)، در سال 2019، دلار آمریکا حدود 90 درصد از تراکنشهای ارز جهانی مورد استفاده قرار گرفته است. این بدان معناست که این ارز نقدشوندهترین ابزار معاملاتی جهان است.
در ضرب المثلی آمده است که وقتی آمریکا عطسه میکند، دنیا سرما میخورد. در زمان بروز مشکلات اقتصادی، پرواز به سمت جایگاه امن این معنا را دارد که معاملهگران اغلب باید پوزیشنهای بازار را نقد کنند. انتخاب اصلی آنها اغلب دلار آمریکا است، که آن را به یک ابزار تجاری به عنوان دارایی امن تبدیل میکند. این هجوم تقاضا به توضیح این که چرا ارزش این ارز در دورههای رکود افزایش مییابد، کمک میکند. در مقایسه با تعداد انگشت شماری از داراییها، دلار آمریکا در زمان شروع رکود در ایالات متحده بهترین عملکرد را دارد.
نمودار زیر “نظریه لبخند دلار” را به خوبی نشان میدهد. اما چگونه میتوانیم از این اطلاعات به نفع خود استفاده کنیم؟ خوب، هدف این قسمت از مقاله توضیح این مفهوم و نشان دادن نحوه عملکرد این رابطه در دنیای واقعی است. در اینجا، تعامل دلار با دادههای اقتصادی زیر مورد بررسی قرار میگیرد: تولید ناخالص داخلی (GDP)، نرخ بیکاری، شاخص مدیران خرید (PMI) تولید ISM، و فروش خودرو. در انتهای این بخش، درک بهتری از ماهیت دلار آمریکا خواهید داشت.

تعیین برخی از قوانین اساسی
قبل از پرداختن به دادههای اقتصادی، اجازه دهید برخی از قوانین اساسی را تعیین کنیم:
- اولین مورد این است که همه دادهها از سال 1976 به صورت فصلی جمع آوری شدهاند که بر حسب سال به سال بیان میشوند.
- مورد دوم این است که برای هر شاخص اقتصادی، نقاط پرت شدید (فراتر از 3± انحراف استاندارد از میانگین) حذف شدهاند. آنچه باقی میماند، دادههای زیربنایی مطابق با دلار آمریکا است.
این مسئله به افزایش معناداری آماری و کاهش ناپایداری کمک میکند. همچنین، در اکثر موارد، هر شاخص اقتصادی دارای نقاط پرت حذف شده از سه ماهههای مختلف خواهد بود. در نهایت، از شاخص دلار آمریکا با همبستگی وزنی بلومبرگ (BCWI) استفاده خواهد شد. دلیل این کار این است که ما میخواهیم حرکت کلی ارز را برخلاف نرخ مبادلهای مشخص نشان دهیم.
آزمایش تولید ناخالص داخلی (GDP)
آیا میتوانید رابطه U شکل بین تولید ناخالص داخلی (یا رشد اقتصادی) و دلار آمریکا را در نمودار زیر ببینید؟ این همان نظریه لبخند است که با دادههای واقعی اقتصادی به اجرا در میآید. منحنی را میتوان به دو منطقه سبز در سمت چپ و راست (جایی که انتظار میرود ارزش دلار برای مقادیر معینی از تولید ناخالص داخلی مثبت باشد) و یک منطقه قرمز (جایی که پیش بینی میشود این ارز ضعیف شود) تقسیم کرد.
محدوده بین 1.5٪ – 4.0٪ تولید ناخالص داخلی (Y/Y) محدوده “زیان” برای دلار آمریکا محسوب میشود؛ این همان زمانیست که ارزش ارز در مقایسه با یک سال گذشته کاهش مییابد. مقادیر رشد خارج از این محدوده نشان میدهد که ارزش دلار به طور متوسط در حال افزایش است.
لازم به ذکر است که عوامل متعددی وجود دارد که میتواند بر عملکرد دلار در یک سه ماهه نسبت به یک سال قبل تأثیر بگذارد. به همین دلیل است که گاهی اوقات شاهد عملکرد خوب دلار در اطراف “منطقه قرمز” تولید ناخالص داخلی و ضعیف در “منطقه سبز” خواهیم بود.

آزمایش نرخ بیکاری
در مورد نرخ بیکاری چه اتفاقی میافتد؟ مانند تولید ناخالص داخلی، یک رابطه U شکل نیز با دلار آمریکا وجود دارد. مشکل اینجا این است که شما باید به بیکاری در شرایطی برعکس در مقایسه با تولید ناخالص داخلی فکر کنید. افزایش نرخ بیکاری برای اقتصاد هیچ کشوری خوب نیست و برعکس، کاهش آن نشانه خوبی برای هر اقتصادی است.
در این دادهها، به نظر میرسد منطقه “خطر” برای دلار آمریکا زمانی است که نرخ بیکاری بین -5٪ و +25٪ (نسبت به سال گذشته) باشد. زمانی که این شاخص اقتصادی در خارج از این محدوده قرار میگیرد، ارزش دلار آمریکا در طول تاریخ تمایل داشته تا در برابر همتایان اصلی آن افزایش یابد.

شاخص مدیران خرید (PMI) تولید کارخانهای ISM
حال شاخص مدیران خرید (PMI) تولید کارخانهای ISM را مورد بررسی قرار میدهیم تا تأثیر فعالیت در بخش صنعت بر ارز را بسنجیم. در اینجا نیز میتوانیم ارتباط U شکلی را پیدا کنیم. به نظر میرسد که منطقه “خطر” برای دلار آمریکا زمانیست که این شاخص بین 5-٪ تا 30+٪ (Y/Y) قرار داشته باشد. به نظر میرسد که نتایج خارج از این محدوده زمینه را برای عملکرد بهتر دلار فراهم مینماید.

آزمایش فروش خودرو
در نهایت، این موضوع با تعداد کل فروش خودروهای جدید، که نسبت به سال گذشته بیان میشود، جمع بندی میگردد. درست مانند تولید ناخالص داخلی (GDP)، نرخ بیکاری و شاخص مدیران خرید (PMI) تولید ISM، ما میتوانیم یک رابطه U شکل با دلار آمریکا را مشاهده کنیم. به نظر میرسد منطقه “خطر” برای این ارز زمانی رخ میدهد که فروش خودرو بین 7.5-٪ و 7.5+٪ گزارش شود. در همین حال، زمانی که نتایج خارج از این محدوده باشد، ارزش دلار آمریکا به طور متوسط تمایل به افزایش دارد.

ثبت دیدگاه
دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید